بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
250
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
حسنات موّفق باد - مشاهده فرموده است و معاينه ديده اگر مصلحت بيند بوقت « 1 » فرصت ( و هنگام غرض « 2 » ) بندگان مخلص ذكر اين داعى در حضرت همايون خداوند جهان ملك اسلام « 3 » خلد الله ملكه تازه فرمايد موهبتى باشد بر ديگر مواهب راجح وسعيى بغايت مشكور و منجح ، و لرايه مزيد العلو . ابرامى كه ( باعتماد آن اكرام « 4 » ) تقديم افتاد از اندازه گذشته است « 5 » ، و تطويلى كه بتعويل آن لطف صادر شد « 6 » به حد تثقيل رسيد ، و عنان تمالك و تماسك و زمام اختيار و اقتدار از دست قلم بيرون رفت ، بر دعاء خير اقتصار « 7 » بايد كرد « 8 » ، و از ميان دل و جان باخلاصى « 9 » تمام گفت ، زندگانى مجلس عالى در دولت « 10 » وافر و سعادت « 11 » متواتر دراز باد ، و السلام . « 12 » اين رسالت هم به خداوند قوام الدولة و الدين نبشته مىآيد از زبان دوستى حسب حال و مطابق واقعهء او زندگانى مجلس عالى در دولتى بذروهء كمال پيوسته و نعمتى بناصيهء ابد باز بسته بزينت خلود حالى باد و حصول هر آرزو كه در دل افتد حالى « 13 » ، حدايق حشمت ناضر و مثمر و احوال دولت بر قانون ارادت مستمر و ايزد عز و علا ( در كل احوال « 14 » ) حافظ و ناصر ، ( شعر ) كردون مطيع بادش و اياّم رام باد * خصمش بكام او و دلش شادكام باد حال جهان و دولت « 15 » او با نظام شد * پيوسته حال دولت او با نظام باد شادند خلق عالم از اقبال او مدام * اقبال او هميشه بشادى مدام باد تا دفتر سپهر مقوّم كند حساب * سر دفتر اكابر عالم قوام باد نيازمندى خادم داعى كه از سر اخلاصى « 16 » بدعاء آن « 17 » دولت شتافته است
--> ( 1 ) و وقت . ( 2 ) هنگام عرض . ( 3 ) الأسلام . ( 4 ) با اعتقاد آن انعام . ( 5 ) گذشت . ( 6 ) گشت . ( 7 ) اختصار . ( 8 ) كردن . ( 9 ) باخلاص . ( 10 ) دولتى . ( 11 ) و سعادتى . ( 12 ) عنوان رساله در نسخهء پاريس چنين است : اين رساله هم به خدمت قوام الدين نوشته شد از زبان دوستى . ( 13 ) ش ، فى الحال و زود . ( 14 ) سا . ( 15 ) ز دولت . ( 16 ) اخلاص . ( 17 ) اين .